<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مجله موسیقی بسته نگار</title>
<link>http://bastenegar.blogfa.com/</link>
<description>b   a   s   t   e   n   e   g   a   r   </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 01 Jun 2008 09:39:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>يادداشت علی اکبر شكارچي درباره كنسرت گروه لطفي</title>
<link>http://bastenegar.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;علی اکبر شكارچي كه زماني با محمدرضا لطفي ساز مي‌نواخت، با ديدن كنسرت لطفي يادداشتي  نوشته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;علي اكبر شكارچي، كه از جمله رديف دانان و نوازندگان كهنه كار و صاحب دانش كمانچه در ايران به شمار مي‌رود [شكارچي در تالار وحدت از استاد بهاري مي‌گويد] در اين نوشته هم به اجراي گروه مي‌پردازد وهم به مردمي كه براي ديدن اين كنسرت آمده بودند.&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 268px; HEIGHT: 399px&quot; height=399 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i27.tinypic.com/2rygkdf.jpg&quot; width=300 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;استاد لطفي عزيز وهنرمندان گرامي گروه‌هاي شيدا:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;دستتان درد نكند. تبریك می گویم به آقای (محمدرضا) لطفی كه این بار گران را با سربلندی، به همت بلند شما، برای سربلندی موسیقی ایران كشیدند تا مردم ایران نور امید بر دلشان بتابد. مطمئن باشید مردم ایران قدرشناس زحمات شما خواهند بود و حضور شما هنرمندان جوان را به عرصه موسیقی حرفه ای تبریك و مبارك باد خواهند گفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;دوستان: غنای ملودی و فرم كارها بسیار عالی و سرشار از زیبایی بود و ریشه در فرهنگ كهن ایران داشتند. اجراها بسیار با قدرت و خدا را سپاس كه بی عیب و نقص انجام گرفت. تكنوازی ها و خوانندگی ها بسیار عالی و به جا و القا كننده پاكی و معصومیت و اصالت موسیقی ایران بودند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;گر چه احساس من این بود كه تكنوازان و خوانندگان در اجرا با محدود شدن و احساس بسته تري برنامه های خود را اجرا كردند ، ولی به شما قول می دهم این شکل گرفتن جملات و غنی شدن و مرتب شدن ملودی ها در آینده ای نزدیك، تبدیل به راه درست و قالبی جدید خواهد شد كه شما را از بیراهه رفتن باز خواهد داشت. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;امروز اگر پر و بال شما در اجرا بسته شد، در عوض تیز بالی بلند برای پرواز بلندتان خواهد روئید. با ایمان، سپاسگزار سخت گیری های استاد خود بمانید و شكیبا باشید كه راهتان درست است. فردوسی شعر زیبائی دارد كه حرف را تمام می كند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;میاسای ز آموختن یك زمان       به دانش میفكن دل اندر گمان&lt;BR&gt;چو گویی كه وام خرد دوختم      همه هرچه بايستي  آموختم &lt;BR&gt;یكی نغز بازی كند روزگار           كه بنشاندت  پیش   آموزگار&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;وقتی استقبال خردمندانه مردم فرهنگ دوست و فرهنگ خواه را در كنسرت شما و كنسرت‌های چند هزار نفری سال‌های اخیر دیدم به یاد افسانه‌ای افتادم، در دوران فترت ایران باستان، تورانیان ایران را به تصرف در آوردند، برای ختم درگیری‌ها، قرار شد بزرگ تیرانداز ایران در حضور سران و لشگریان و مردم ایران و تورانیان، تیری رها كند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt; هر كجا كه تیر نشست تورانیان تا همان جا عقب بنشینند. بزرگ تیرانداز ایران، آرش كمانگیر برای این كار انتخاب شد. او این تیر را تا كجا پرتاب كرد و مرز ایران و توران تا كجا تعیین گردید، مهم نیست و حرف من هم این نیست. آرش گفت: من با اهورا مزدا مناجات كرده‌ام و به شما اعلام می‌كنم بعد از پرتاب تیر، تن من هم تكه‌تكه خواهد شد و این چنین شد. او جانش را بر تیر و كمان گذاشت. تیر رها شد، ایران رها شد و جان و تن او هم رها. اول رویا شد و بعد اسطوره گشت. فرشتگان اهورامزدا، تیر رها شده را تا دور ترین مرزی كه ایران شایستگی و لیاقتش را داشت بردند و بر درختی نشاندند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;مردم عزیز و هنرپرور&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;هیچكدام از هنرمندانی كه در عمر پر بار و افتخار آمیز هنری شان موسیقی خلق كردند یا به روی صحنه آمدند، نیامده بودند كه تیر و كمان را تا انتها نكشند. نیامده بودند كه بد بخوانند یا بد اجرا كنند. من ایمان دارم و شما هم باور كنید آنها جان بر سر اجرا گذاشتند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;من افسانه آرش كمانگیر را باور می‌كنم. من تكه تكه شدن تن این هنرمندان را باور می‌كنم. من نمی‌گویم آرش كمانگیر تا كجای مرز ایران تیر پرتاب كرد و شما هم نگوئید این عزیزان كجا را نشانه رفتند. مهم این است كه در این دوران بظاهر فترت موسیقی ایران، مثل ایرانیان باستان چشم امید به پرواز بلند این هنرمندان داشته باشیم. مهم این است كه مثل ایرانیان كهن، دست در دست هم، برای این هنرمندان به صحنه آمده و برای پرتاب بلندشان، با صدای بلند دعا را فریاد كنیم . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;مهم این است كه این پرتاب‌های آرش‌وار را باور كنیم. خوشحال باشیم و به شعف آييم.اگر امید را به سراغمان فرستادند، امید را باور كنیم. حتی اگر بصورت جرقه‌ای باشد. همه اش همین است و بس. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;آرش كمانگیر افسانه است ،ولی من آنرا باور می‌كنم. به خدا باور می‌كنم. او از جنس همین هنرمندان كمانگیر امروزی بود، اینان نیز از همان جنس. آنان را دوست بدارید، آنان را باور كنید، اگر آرش افسانه بود، اینان عین حقیقت هستند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;مباد روزی كه یك ایرانی در صف تورانیان خواهان شكستن تیر و كمان آرش باشد. مباد روزی كه هنرمندی دستش بر سوفار(1) كمانش بلغزد. مباد روزی كه نسیم بر حنجره خواننده ای بلغزد، كه همه ایرانیان دست دعایشان و چشم امیدشان به پرتاب بلند آنان است. سربلند بماند ایران، سربلند بماند موسیقی ایران و سر بلند بمانند موسیقی دانان ایران.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;كه گردون نگردد مگر بر بهی     به ما باز گردد كلاه  مهی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;برگرفته از هنر و موسیقی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Jun 2008 09:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bastenegar&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>bastenegar</dc:creator>
<guid>http://bastenegar.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رویای فرانکفورت</title>
<link>http://bastenegar.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>چند روز پیش مطلبی در مورد نمایشگاه موسیقی فرانکفورت می خواندم.نمایشگاه بی نظیر برگزار می شود.مسلما مدیریت عالی ،توجه مسئولان و ... باعث این موضوع خواهد شد. نکاتی که ما از آنها محرومیم. رهبر(!)،رئیس جمهور ، وزرا و تمام دولتمردان ما نه تنها درک و شعور موسیقی را ندارند بلکه همه جوره موسیقی را حرام شمرده ،تحریم می کنند و انواع و اقسام جنایتها رو انجام می دهند.در جامعه ای که موسیقی های عجیبی که تحت عنوان پاپ(!) نامگذاری می شود راحت رواج پیدا می کند فراتر از موسیقی ملی ماست یا وقتی سینما(هفتمین هنر) به هنر اول مملکت تبدیل می شود پس تصور بر پایی نمایشگاهی نظیر فرانکفورت فراتر از ذهن ما عملی خواهد بود...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در مورد برخورد اسلامیان با موسیقی هم که همه گفته ها تکرار خواهد بود. خوانده بودیم امام جمعه مشهد برگزاری کنسرتها را در این شهربه دلیل اینکه کمکی به اسلام نمی کند! ممنوع اعلام کرده.. (موسیقی ما به کجا رسیده که هر آدم نمائی در باره آن صحبت می کند). اصلا بعید می دانم ایشان بتواند املای موسیقی را صحیح بنویسد. یا در سایر شهرهای ایران مثل رشت و اصفهان و ... نظیر چنین اتفاقاتی افتاده.  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این که عقیده دارم ما در قرون وسطای ایران هستیم بیش از پیش برایم اثبات می شود. به امید رنسانس آینده. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 May 2008 07:55:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bastenegar&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>bastenegar</dc:creator>
<guid>http://bastenegar.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هادی منتظری :نمایشگاه موسیقی یک قدم به جلو بود.</title>
<link>http://bastenegar.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG target=&quot;_blank&quot;&gt;برگزاری نخستین نمایشگاه موسیقی و آثار شنیداری تهران در جهت معرفی محصولات موسیقایی از مهمترین دستاوردهای فرهنگی در جهت اعتلای هنر موسیقی در سال 86 بود. &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;هادی منتظری نوازنده کمانچه  با مثبت ارزیابی کردن موسیقی در سال 86 گفت : موسیقی در سال جاری نسبت به سالهای گذشته موفق عمل کرد و به نوعی موج تازه ای در حوزه فرهنگ و هنر به وجود آورد که در این بین برگزاری کنسرتهای زنجیره ای در فصل تابستان از جمله اتفاق های خوب بود ولی این حرکتها در سایه تداوم به نتایج مطلوب دست می یابد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وی در ادامه خاطرنشان کرد : ناگفته نماند که برخی از مشکلات که ریشه در مسائل تاریخی دارد همچنان حل نشده باقی مانده و انگار قرارنیست مسائلی از این دست پایان یابد اما آنچه مسلم است میانگین تماشاگران کنسرتهای تابستانی در سال 86 به 100 هزار نفر هم نرسید که این تعداد جوابگوی نیازهای همه مخاطب ها نیست و تا زمانی که تلویزیون به تریبونی اثر گذار در جهت تقویت هنر موسیقی و حمایت از موسیقیدان ها و هنرمندان شایسته تبدیل نشود نمی توان کاری از پیش برد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منتظری در ادامه افزرود : تلویزیون به عنوان رسانه ای ملی در جهت شناخت و آگاهی بخشی به قشر وسیعی از مخاطب می تواند مفید باشد ولی متاسفانه تا کنون اتفاق مثبتی در این زمینه نیافتاده است؛ چراکه انتظار داشتیم در سال 86 با تغییرات مثبتی که در سیستم مدیریتی و سازمانی مرکز موسیقی صدا وسیما رخ داده ، بازنگری درستی درچگونگی تولید و پخش آثار موسیقایی به وجود آید اما متاسفانه چنین نشد و شاهد پخش انواع موسیقی های بی هویت در طول سال بودیم.     &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این نوازنده کمانچه با اشاره به رسانه ای شدن معضلات هنر موسیقی در سال 86 گفت : یکی از رویدادهای مثبت در حوزه نقد موسیقی رسانه ای شدن معضلات این هنر بود به این معنا که برخی از رسانه ها مانند خبرگزاری مهر در سال جاری دو مبحث مهم مانند موسیقی زیرزمینی و نقش رسانه در اعتلای هنر موسیقی را با حضور کارشناسان مطرح کردند که طرح موضوعاتی از این دست به خودی خود مثبت است اما نتیجه این بحثها جزء با انجام فعالیتهای عملی نمی تواند به نتیجه برسد. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 04 Mar 2008 10:30:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bastenegar&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>bastenegar</dc:creator>
<guid>http://bastenegar.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://bastenegar.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>&lt;IMG height=278 src=&quot;http://kaveh3057.persiangig.com/image/poem/hafez-mehdi-falah-%5B%5Bdelawaz.blogfa.com%5D%5D.JPG&quot; width=496&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Dec 2007 11:09:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bastenegar&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>bastenegar</dc:creator>
<guid>http://bastenegar.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ِِALI ASGHAR BAHARI</title>
<link>http://bastenegar.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;P align=left&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;Ali Asghar Bahari li Asghar Bahari was born in 1905 in Tehran among a family of poem and music lovers. He started his first lessons with Mir Ali Khan (his grandfather), Reza Khan, Akbar Khan and Hassan Khan (three of his uncles) on Kamancheh, and Rokn o-Din Khan and Reza Mahjoubi on the violin. Bahari, a master on kamancheh at the age of 18, was invited to play in Ebrahim Mansouri Orchestra and from that time he was known as a well skilled Musician on Iranian music. After the arrival of foreign instruments and introducing the violin, kamancheh was rejected and so Bahari started to play violin too. In 1953 Bahari joined Radio Iran and used Kamancheh after so many years, later started to work with &quot;Company of National Instruments&quot; under guidance of Faramarz Paivar, Shahnaz and Tehrani. Bahari was invited to teach Kamancheh at the conservatory of music under the management of Late Rouhollah Khaleghi in 1957. He later taught his skills at the &quot;Center of Preservation and Development&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 274px; HEIGHT: 365px&quot; height=452 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i4.tinypic.com/8g3psnn.jpg&quot; width=364 align=bottom border=0&gt;of Iranian Music&quot; of Tehran University, where he could train many talented Kamancheh players. Davoud Ganjei, Hadi Montazeri, Mohammad Moghadessi, Mehdi Azarsina and Ali Akbar Shekarchi could be named among his students. In 1967 Bahari was invited by Radio France to Paris to record some of his music. He composed many pieces for Kamancheh in his artistic life. He passed away on June1995in Tehran. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Nov 2007 10:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bastenegar&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>bastenegar</dc:creator>
<guid>http://bastenegar.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کمانچه</title>
<link>http://bastenegar.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>این ساز جز دسته سازهای زهی است و دارای 4 سیم می‌‌باشد. این سیم‌ها به موازات تمام طول ساز امتداد دارد و صدای آن خیلی خوش و جذاب می‌‌باشد ولی کمی به اصطلاح تو دماغی. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کاسه صوتی این ساز از چوب توت است که با برش‌های از عاج تزیین شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;معمولاً از زیر شیطانک کمانچه تا زیر دهانه کاسه در کمانچه‌های پشت بسته 28/5 و در کمانچه‌های پشت باز 31 سانتی متر است که این اندازه‌ها در کمانچه‌های نقاط مختلف کشور نسبی هستند ترکیب صدایی کمانچه آن را از نوع سازهای زیر صدا قرار داده البته در کمانچه‌های آلتو یت باس صدا نسبتاً یک اکتاو بم تر است در قدیم کمانچه را ستار پارسی میگفتند کمانچه را معمولاً با دو کوک چپ و راست کوک می‌کنند چپ کوک معمولاً برای همراهی با خوانندگان زیر صدا (عمدتاً خانمها) و راست کوک معمولاً برای همراهی و جواب آواز بم صداها (عمدتاً آقایان) البته تمامی مطالب گفته شده نسبی هستند مثلاً در بعضی نقاط ایران ممکن است طول دسته کمانچه به 35 سانت هم برسد .&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i23.tinypic.com/28lfn61.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیشینه کمانچه در ایران به پیش از اسلام می‌‌رسد و در نواحی بلوچستان به نام غژک یا غیچک نامیده می‌شود ولی شمار سیم‌های آن از کمانچه بیشتر است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از نوازندگان مطرح میتوان به :اردشیر کامکار، علی اکبر شکارچی، داود گنجه‌ای، کيهان کلهر، سعيد فرج پوري، هادی منتظری و مهدی آذر سینا اشاره کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کمانچه با صدای تو دماغی مربوط به سبک قدیم این ساز و در واقع شیوهٔ کمانچه نوازی استاد اصغر بهاری است. اما امروز غیر از این سبک شیوهٔ کمانچه نوازی نوین هم وجود دارد که کیهان کلهر آن را بارورتر کرده.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;در دایره المعارف فارسی ج 2 ذیل کمانچه آمده است: از سازهای زهی قدیم ایران و در واقع نوع تکامل یافته رباب، کاسه گرد و پایه آهنی دارد و مانند تار و ویولن سیمهای آن را با گوشی محکم و کوک می‌کنند، کمانی که با آن کمانچه را می نوازند کمانه نام دارد و همان است که در ویولن کلمه فرانسوی آرشه به معنی کمان کوچک جای آن را گرفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شادروان خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران، کمانچه را تکامل یافته رباب می نامد: ساز اخیر رباب که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده است و با کمانه به صدا در می آمده و همان است که ما امروز کمانچه می‌گوییم. و به همین جا اضافه می‌کند از دوره صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است. قسمت اصلی کمانچه کاسه آن است که به صورتهای مختلف ساخته می‌شود. کاسه کمانچه هنوز از نظر جنس چوب، اندازه‌ها و شکل یکسان و تثبیت شده نیست. از نظر شکل، کاسه‌ها را به صورت کروی یا مخروط ناقص درست می‌کنند. کاسه‌هایی که به شکل مخروط ناقص هستند اکثرا پشت باز ساخته می‌شوند. استفاده از این کمانچه‌ها در قسمت‌های مرکزی ایران به خصوص در لرستان متداول است. این کمانچه‌ها صدایی پر قدرت و شفاف دارند و چون کاسهٔ سبک دارند، اجرای قطعاتی که نیاز به چرخیدن سریع کمانچه دارد بر روی این کمانچه‌ها آسانتر است و این امتیازی است برای این نوع کمانچه. این کمانچه‌ها اغلب سه سیم دارند ولی این روزها به تدریج دارای چهار سیم می‌شوند. کمانچه‌های پشت باز معمولاً از چوب توت و به صورت یک تکه ساخته می‌شوند. کاسه‌های کروی به دو صورت یک تکه و ترکه‌ای هستند، در کمانچه‌های ترکه‌ای کاسه از به هم چسبیدن ترکه‌هایی که در روی قالب خم شده‌اند ساخته می‌شود. ضخامت این کاسه‌ها کم است و به همین دلیل کاسه سبک است و چرخیدن کمانچه به سهولت صورت می‌گیرد. کاسه‌های یک تکه از چوبهای مختلف ،معمولاً از گردو خراطی می‌شود. وزن کاسه از کاسه‌های ترکه‌ای بیشتر و چرخش کمانچه تا حدی مشکل است.صدای این نوع کمانچه‌ها زیاد مطلوب نیست، کمانچه‌هایی ساخته می‌شود که تقریباً کروی است و از چوب توت به صورت دو تکه ساخته می‌شود، این کمانچه‌ها چون دست باز هستند در تنظیم شکل و ضخامت و اندازه‌های دهانه کمانچه دقت بیشتری دارند و خوش صدا هستند. قطر بیرونی کاسه کمانچه موسیقی سنتی معمولاً 20 سانتی متر است، در حالی که در مناطق مختلف ایران اندازه کاسه کمانچه متفاوت است، ترکمنها کمانچه با کاسه‌های بسیار کوچک می سازند. در نقاط دیگر دنیا نیز که سازهایی شبیه به کمانچه ما دارند کاسه‌ها کوچک و غالبا از پوست نارگیل ساخته می‌شود. دسته کمانچه بر خلاف کاسه تقریباً در یک شکل ساخته می‌شود. جنس دسته از چوب گردوو شکل آن مخروط ناقص و قطر آن در شیطانک 37 میلی متر و در محل اتصال به کاسه 31 میلی متر است. طول دسته کمانچه 31 سانتی متر است. در گذشته کمانچه دارای سه سیم بوده است، گاهی دو سیم اول و دوم مضاعف انداخته می شد و احتمالاً در تبعیت از ویولن به چهار سیم تبدیل شده است. بنابراین چهار سیم و در نتیجه چهار گوشی بر روی دسته کمانچه قرار می‌گیرد، و این سیمها پس از رد شدن از روی شیطانک و عبور از روی دسته و کاسه به سیم گیر وصل می‌شوند. بر روی دهانه کمانچه پوست کشیده می‌شود و این پوست معمولاً پوست دل گاو، پوست ماهی، پوست آهو و غیره می‌تواند باشد. خرک بر روی پوست قرار می‌گیرد و سیم‌ها با فشار خرک را به پوست می چسبانند. کمانچه به وسیله یک پایه که در قسمت سیم گیر به کاسه وصل شده است، روی پای نوازنده قرار می‌گیرد. آرشه کمانچه، که اسم اولیه اش کمانه بوده است، تشکیل شده است از یک چوب که از یک طرف انحنا دارد با بلندی 60 سانتی متر و موی دم اسب. موی آرشه کمانچه بر خلاف سازهای زهی غربی بر روی چوب محکم کشیده نمی‌شود، بلکه نوازنده است که به هنگان نوازندگی به تناسب احساس فسار را بر روی سیم تغییر می دهد. چگونگی صدای کمانچه به عواملی بستگی دارد که بعضی از آنها از این قرارند: جنس چوب، ضخامت در نقاط مختلف کاسه، شکل کاسه، اندازه‌های کاسه، چگونگی سطح کاسه از نظر تراش، نوع و ضخامت پوست، جنس و شکل و اندازه و محل قرار گرفتن خرک، چگونگی شیطانک، جنس سیم، زاویه اتصال دسته به کاسه. برای ساختن کمانچه‌ای با صدای دلخواه ضمن در نظر داشتن عواملی که گفته شد سالها تجربه لازم است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 08 Oct 2007 07:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bastenegar&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>bastenegar</dc:creator>
<guid>http://bastenegar.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هوشنگ کامکار :کنسرت شجریان در شان موسیقی سنتی نبود</title>
<link>http://bastenegar.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG target=&quot;_blank&quot;&gt;استاد مسلم بودن محمدرضا شجریان در حوزه آواز بر کسی پوشیده نسیت اما این موضوع باعث نمی شود که استاد در هر کنسرت و هر اجرایی موفق عمل کند به همین دلیل با وجود تمام احترامی که برای شجریان قائل هستم اما معتقدم که کنسرت گروه &quot;آوا&quot; در شان موسیقی سنتی و همچنین آواز ایشان نبود.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&quot;هوشنگ کامکار&quot; با بیان این مطلب&amp;nbsp;گفت : تنظیم قطعات این کنسرت دربرگیرنده ملودی های ساده با تنظیم های پیش پا افتاده بود به این معنا که تمامی نوازنده ها همان جملات خواننده را بدون اینکه یک نت بالا و پایین شودپاسخ می دادند و این در حالی است که اگر در تنظیم قطعات کمی سلیقه به خرج داده می شد شاید در کلیت کار جذابیت بیشتری پدید می آمد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سرپرست گروه موسیقی کامکارها در ادامه خاطر نشان کرد : در یک نگاه کلی به کنسرت شجریان و گروه آوا به خوبی متوجه می شویم که اجرای این گروه جدا از آواز شجریان از جهت تنظیم و ساخت قطعات و همچنین تصنیف های انتخاب شده ضعیف بود و در حد و اندازه استاد شجریان نبود و من تنها توانستم قسمت اول کنسرت را ببینم ولی همان اندازه از کنسرت را که دیدم رضایت بخش نبود و باید متذکر شوم که متاسفانه شاهد اجرایی شلوغ بودم و به همین دلیل معتقدم که قدرت خوانندگی استاد با توانایی اجرای نوازنده های گروه اختلاف فاحشی داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کامکار خاطرنشان کرد : جواب آوازها خیلی شلوغ و آمیخته با اضطراب بود به نحوی که همه با هم به شکل درهم و مشوش جواب آواز را می دادند و من بروز چنین مشکلی را به پای این می گذارم که نوازنده ها به تنهایی در حد پاسخ گویی به آواز نبودند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وی در پایان به دلایل بروز مشکلات اجرایی کنسرت گروه &quot;آوا&quot; با آواز شجریان اشاره کرد و گفت : به نظرمن بزرگترین مشکل این اجرا شتابزدگی در تشکیل گروه بود بدون اینکه نوازنده ها با شیوه کار همدیگر و همچنین فضای کار و حتی میزان پختگی قطعات در اجرا آشنا باشند کنسرت برگزار کردند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منبع:خبرگزاری مهر&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 14 Aug 2007 06:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bastenegar&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>bastenegar</dc:creator>
<guid>http://bastenegar.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کنسرتهایی برای بازگشت به عقب</title>
<link>http://bastenegar.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>محمد رضا لطفی پس از بازگشت به ایران این امید را در دل جامعه موسیقی نهاد تا در این بیماری موسیقی التیامی برای آن باشد. اکنون که موسیقی ما نیاز به اینگونه افرادی دارد که دستی بر ساز دارند تا کمک به موسیقی ایران زمین کنند. اما به یکباره وی در خموشانه از اوضاع کمانچه نوازی صحبت می کند،بله همه کمانچه نوازان شاگرد ایشان هستند.و ایشان بعد از سالیان این نوید را برایمان آوردند.نکته جالب این مجموعه اینست که&amp;nbsp;از مجموع کمانچه نوازانمان فقط ۴نفر ردیف دان هستند&amp;nbsp;که یکی از آنان&amp;nbsp; مهدی آذرسینا&amp;nbsp;ست اما نامی از ایشان&amp;nbsp;برده نشده ،(و حتی درویش رضا منظمی)&amp;nbsp;البته زیاد هم فرقی نمیکند ایشان هم مثل بقیه یا از شاگردان ایشان بوده یا کمانچه را آنجوری که جناب لطفی مد نظر دارند نمی نوازند. &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i8.tinypic.com/67d23o4.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد اینست که اساتید موسیقی ما هر کدام علاوه بر ساز تخصصی شان ساز دیگری را در خلوت خود می نوازند. اما این دلیل نمی شود که هر یک کنسرتی با آن ساز برگزار کنند برای نمونه عرض کنم&amp;nbsp; استاد جلیل شهناز کمانچه را بسیار زلال و شفاف می نواختند در تنبک نوازی بسیار ماهرانه ریتمها را مینواختند اما هیچگاه از مسیر خود منحرف نشدند. متاسفانه جناب لطفی با در دست گرفتن کمانچه شاید برای کمک به آن ،لطمه زیادی را به این ساز میزنند. در کنسرتهای اخیر ایشان و حتی برنامه های سالهای گذشته میبینیم&amp;nbsp; که ایشان شعر ها را صحیح نمیخوانند و اشتباهات زیادی در خواندن دارند. و در نهایت فقط می توان امید داشت به روزهای آینده.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Jul 2007 05:40:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bastenegar&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>bastenegar</dc:creator>
<guid>http://bastenegar.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بزرگداشت استاد بهاری</title>
<link>http://bastenegar.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;ايسنا:&amp;nbsp;جمعه گذشته بزرگداشت استاد علي‌اصغر بهاري، نوازنده‌ي چيره دست كمانچه با حضور جمعي از استادان موسيقي ايران در تالار وحدت برگزار شد.&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;در دووازدهمين سال‌روز درگذشت استاد علي‌اصغر بهاري، هنرمندي كه نيم قرن پيش از اين با كمانچه خود اين ساز را جاني دوباره داد، مراسم يادبودي با حضور داريوش پيرنياكان، كيهان كلهر، علي‌اكبر شكارچي، محمد مقدسي و جمعي از استادان نامي اين ساز برگزار شد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#004080&gt;&lt;STRONG&gt;باتقواترين استاد موسيقي&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;داريوش پيرنياكان درباره‌ي بهاري گفت: استاد بهاري يكي از با تقواترين استادان موسيقي ماست. به اين معنا كه تقواي هنري يكي از بارزترين خصوصيات او بود. اهالي موسيقي در حيطه‌ي موسيقايي و معنوي اين هنر بسيار كار كردند. آنها موسيقي را چون دين خود مي‌دانستند و معتقد بودند موسيقي انسان را به عالم بالا مي‌رساند. در آثار استاد بهاري تقواي هنري موج مي‌زد. او سرمشق بزرگي براي موسيقي ما بود. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#004080&gt;پيش‌درآمد اصفهان با&amp;nbsp;سرپنجه‌ي فرزندي از خاندان بهاري&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;سپس نوه‌ي استاد بهاري، آريان بهاري كه چند سال اخير را در كار آموزش كمانچه مي‌گذراند، پيش درآمد اصفهان را به روايت استاد نواخت و رضا رحيمي يكي از شاگردان قديمي استاد نغمه‌اي از آواز افشاري را اجرا كرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;هادي منتظري،&lt;/STRONG&gt;&amp;nbsp;نوازنده‌ي ديگر مراسم بود كه با قطعه‌اي در مايه افشاري به كمانچه نوازي پرداخت. سپس&amp;nbsp;&lt;STRONG&gt;گروه خروش&lt;/STRONG&gt;&amp;nbsp;به اجراي دو قطعه‌ در دستگاه شور پرداختند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#004080&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تجليل از بهاري تجليل از موسيقي ايران است&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;به گزارش ايسنا، &lt;STRONG&gt;علي‌اكبر شكارچي&lt;/STRONG&gt; كه از شاگردان بهاري به‌شمار مي‌رود، اظهار كرد، تجليل از بهاري، تجليل از موسيقي ايران است و امروز كه اين برنامه به يادبود استاد برگزار شده، نشانه‌ي قدرشناسي ملت است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;به گفته‌ي او كمانچه‌نوازي در ايران بعد از ويولون در سه حوزه پيشرفت كرد. در موسيقي شهري و ديگري در خارج از كشور كه هابيل علي‌اف از نمونه‌هاي آن است، و سوم در ايلات مختلف ايران؛ اما در حوزه‌ي موسيقي شهري استاد بهاري تنها كسي بود كه نگذاشت اين پديده بريده شود. به همت او استادان بسياري كه عاشق و علاقه‌مند به اين ساز هستند به يادگار مانده‌اند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;شكارچي يادآوري كرد، استاد متولد 1286 بود و در خانواده‌اي اهل موسيقي رشد يافته بود. در سن 14 سالگي به مناسبت تاج‌گذاري احمدشاه قاجار در باب همايون كنسرت اجرا كرد. بعدها در نيمه‌ي اول حكومت پهلوي كمانچه را كنار گذاشت و به نوازندگي ويولون پرداخت. اما به‌زودي به كوشش استاد برومند به سراغ كمانچه رفت. بعدها كه مركز حفظ و اشاعه موسيقي بنيان گذاشته شد، بهاري در اين مركز به آموزش كمانچه پرداخت و در سال 57 به دماوند رفت؛ بعدها با اصرار علاقمندان دوباره به تهران بازگشت. در سال‌هاي 1320 با سرازير شدن پول نفت ايران طبقه‌اي مرفه موسيقي كاباره‌اي را بنيان‌ گذاشته بودند، اما اينكه پس از اين همه سال موسيقي كمانچه‌ي استاد بهاري هنوز اصالت خود را دارد شايد به اين دليل باشد كه موسيقي او تكيه بر اصالت ديرين دارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;به‌زعم وي، بهاري اگرچه شاهد فراز و نشيب‌هاي بسيار بود و در دل اين ورطه‌ها زندگي كرد، اما سربلند بيرون آمد. موسيقي اين سرشار از غناي ملوديك است. ريتم‌هاي بسيار غني او، صداي خاص ساز او، از او به يادگار مانده است. او به روش سينه به سينه آموزش ديده بود و به همين روش هم به آموزش شاگردانش پرداخت. بسيار خونگرم و بي‌ادعا بود و به تعادلي در موسيقي خود رسيده بود. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#004080&gt;بهاري انگيزه‌ي كلهر براي نوازندگي كمانچه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;كيهان كلهر&lt;/STRONG&gt; كه به‌دعوت علي‌اكبر شكارچي به روي صحنه آمد؛ او هم عنوان كرد:‌ از وقتي كه پنج ساله بودم استاد را در تلويزيون در حال نواختن كمانچه مي‌ديدم، اما هرگز فرصت نشد تا از او درس بگيرم ولي بايد بگويم كه او باعث شد كه من از صداي كمانچه خوشم بيايد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#004080&gt;يادي از صداقت&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;سپس &lt;STRONG&gt;محمد مقدسي &lt;/STRONG&gt;از شاگردان نسل اول استاد بهاري با يادآوري صداقت و تقواي هنري استاد به نواختن كمانچه پرداخت. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;اين برنامه به‌همت انجمن موسيقي ايران تدارك ديده شده بود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 17 Jun 2007 11:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bastenegar&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>bastenegar</dc:creator>
<guid>http://bastenegar.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>استاد علی اکبر شکارچی:موسیقی محلی بر اساس نیاز انسان ساخته می شود نه سفارش علاقه مندان</title>
<link>http://bastenegar.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;P class=textView align=justify target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;علي اکبر شکارچي تاكيد كرد: موسيقي محلي نه براساس سفارش علاقه‌مندان بلکه براساس نياز انسان ساخته مي‌شود. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين آهنگساز و نوازنده کمانچه افزود: هر کدام از ترانه‌هاي محلي در گذشته بنا به مناسبت و احوال خاص افراد خوانده مي‌شد و شکل و ريتم اين آوازها نشان از قدمت ديرينه آنان دارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وي عنوان كرد، طبيعت رنگين و چهارفصل که غيرقابل دسترس و کنترل بوده، اصلي‌ترين تنوع موسيقي محلي لري است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وي از اثرگذاري نامطلوب وسايط ارتباط جمعي بر اين نوع موسيقي انتقاد کرد و اذعان داشت: وسايط ارتباط جمعي سبب کم‌رنگ شدن پيوندهاي عاطفي در ميان کوچ‌نشينان و محليان لرستان شده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 10 Jun 2007 07:59:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bastenegar&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>bastenegar</dc:creator>
<guid>http://bastenegar.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
