با بررسی دقیق سازهای ایرانی رموز و تناسبات اعجاب آوری درساختار آنها مشاهده می شود که علاوه بر رفع نیاز موسیقایی از نظر زیبایی شناسی نیز بسیار با ارزش است.پس با بیان این مطلب در می یابیم که سازندگان اولیه نیز از علوم مختلف آگاه بوده و با اشراف به آن دست به چنین هنری برده اند. مثلا در بررسی ساز سه تار می توان به این نتیجه رسید که سازنده آن علاوه بر اشراف به موسیقی از خواص چوب ها،فیزیک صوت و هندسه نیز مطلع بوده است. 
حال در برابر ساز یبا قدمت چند هزار ساله این موضوع از ارزش بیشتری برخوردار خواهد بود و با نگرشی هر چند اجمالی در تناسبات سازها میتوان فهمید که سازنده ای بی سواد که صد سال قبل ساز میساخته چگونه این ابعاد و اندازه ها را بررسی کرده و ساز ساخته است.این همان موضوعی است که بسیار قابل توجه است و مسئله را شگفت آورتر می کند. آنچه مسلم است پیدایش پیدایش تکامل یا انقرلض یک ساز متناسب با نیاز افراد زمان خود یا عدم نیاز است.
پس می توان به این نتیجه رسید که شکل ظاهری سازها نیز مانند تمام دست ساخته های انساندر مرحله اول باید بدن انسان و میزان کاربرد آن هماهنگ باشد. بنابراین می توان گفت حفظ سنت در نگهداری شکل ظاهری هر ساز بسیار مهم است ولی تا جایی که از پیشرفت و تکامل آن جلوگیری به عمل آید و در عین حال تکامل تا حدی پذیرفته است که شکل ظاهری ساز عوض نشود ساختار آن تغییر نیابد حجم و جنس صدا که مهمترین ویژگی ساز محسوب می شود به قوت خود باقی بماند و در عین حال اشکال آن نیز رفع شود. ولی متاسفانه در تاریخ مصور و مکتوب موسیقی ایران این پیشرفت مسکوت مانده است. تعدادی از سازها به دست فراموشی سپرده شده و خیلی از معایب بر طرف نشده باقی مانده است چرا که ما به تکرار فقط سازها را همانطور که می بینیم می سازیم و حتی به تناسبات بین ابعاد و اندازه ها نیم نگاهی نمی اندازیم.مثلا در ابعاد و اندازه هخای ساز سه تار تناسباتی وجود دارد که اگر در هر یک از آنها تغییری ایجاد کنیم،معیار ثابت موسیقایی تعادل و زیبایی کلی آن از دست می رود، یا در تناسبات شگفت انگیز ساز تار .طول ارتعاش،طول کل ساز ،محیط محفظه صدا و حجم آن که نماد ایرانی بودن آن است ،بسیار واضح است و قطعا تعجب هر شخص صاحب تفکر را بر می انگیزد. به طور کلی ساز ایرانی و دامنه آن به قدری کامل و وسیع است که در دیگر میراث فرهنگی ایران دیده نمی شود آنچه در فرهنگ های بدوی کشورمان بطور واضح به چشم می خورد فرهنگ ساز،حفظ و حضور پایدار آن و همچنین پیچیدگی آن است. پس به سادگی می توان دریافت که جایگاه در آن زمان به قدری بوده که اشخاص انرژی خلاق و دقت گرانبهای خود را بدون داشتن اطلاعات کافی یا ابزار کامل و هماهنگ با ساخت ساز صرف این هنر می کرده اند و حضور پر رنگ این هنر در مینیاتور ها ،نقاشی ها و حتیبسیاری لز دست نوشته های باقی مانده از دوران پیشین قابل مشاهده است. سازهایی که شاید صدای مناسبی نداشتند ملی هنری که با ظرافت و دقت بسیار زیاد روی آن نقش بسته به قدری زیبا است که به حقیقت آن را از دیگر هنر های ایرانی متمایز می سازد و قطعا این جلوه های فرهنگی شاهکار نقش ها و هنرهای ساکنان این آب و خاک است.پس با مطالعه درباره آلات موسیقی علاوه بر جوانب موسیقیایی به بازمانده های فرهنگ مردم و مناطق مختلف کشور ما نمی توان دست یافت و اینکه چگونه با ساز ارتباط فرهنگی برقرار شود. هنری که نماد سالها تلاش پر ثمر ما ایرانیان بوده است یکی از ابزار مهم ایجاد روابط بین الملل و گفتگوی بدون کلام تمدنهاست. وجود دو ساز مشابه در دو نقطه کشور یا جهان آن هم با پیشینه چند هزار ساله خود نماد رابطه بین آن دو نقطه جغرافیایی است. اگر بخواهیم ساز را با علوم مختلف سنجیده یا روابط آنرا با دیگر علم ها بسنجیم این نیز جای بحث دارد. به عنوان نمونه شناسایی و مطالعه نام ساز ها خود می تواند در علم زبانشناسی نقش بسزایی را ایفا کند. با بررسی نام ساز می توان به میزان لغات و کلمات قرض گرفته از زبانهای دیگر دست یافت و بدین طریق نیز روابط بین مناطق و حضور ساز ها را در آنجا بررسی کرد چرا که نام ساز ها و قطعات مختلف آن دارای لغات و اصطلاحاتی است که از نظر واژه شناسی بسیار حائز اهمیت است. " کورت زاکس " بزرگترین متخصص ساز شناسی اسامی ساز ها را به عنوان شواهدی برای بررسی وقایع تاریخی می داند و معتقد است پژوهش در این زمینه می تواند حداقل از دو دیدگاه مورد بررسی قرار بگیرد. پژوهنده ساز شناسی از دانش زبان شناسی برای شناسایی منشا و تاریخ ساز کمک می گیرد و زبانشناس از نام سازها و تکنیک آنان برای مطالعه جنبه های خاص رشد یک زبان استفاده می کند. بد نیست بدانیم که کشور ما در قسمتی از این کره خاکی قرار گرفته است که زمانی مهد موسیقی مشرق زمین بوده است و بسیاری از سازهای فعلی و مرسوم دنیا مثل ویولون که برگرفته از (رباب) ایرانیان است و یا هارپ که اصول ساختار خود را از چنگ عمودی رایج در زمان ساسانیان گرفته است. ولی متاسفانه در حال حاضر در همین قسمت از کره زمین حتی نمایش ساز ها از شبکه های تلویزیونی ممنوع است. بدین ترتیب اگر این مسئله ادامه پیدا کند نسل های بعد اصلا ساز ایرانی را نمی شناسند ، حال چه رسد به این که بخواهند در حفظ و احیای آنها به عنوان میراث فرهنگی کشور خود بکوشند .
ششم فروردین سالروز تولد استاد علی اکبر شکارچی بر جامعه موسیقی مبارک.