امشب همه غم هاي عالم را خبر كن
بنشين وبامن گريه سر كن گريه سر كن
اي ميهن اي اندوه انبوهان ديرين اي چون دل من اي خموش گريه آگين
اي ميهن اي داد از آشيانت بوي خون مي آورد باد
بر بال كشكرت پيغام شومي است آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد
اي ميهن اي غم
چنگ هزار آواي بارانهاي ماتم در سايه افكند كدامين ناربن ريخت
اي ميهن اي پير خون مي چكد اينجا هنوز از زخم ديرين
اي ميهن اينجا سينه من چون تو زخمي است